می نویسم ، یعنی هستم ... آخرین مطالب
نويسندگان دو شنبه 25 بهمن 1389برچسب:, :: 12:10 :: نويسنده : مهدی پارسا
مامانه ساعت 7 صبح میآد بالای سرپسرش میگه : رضاجون بلند شو باید بری مدرسه دیرمیشه. رضا از زیر پتو میگه: نه من نمی خوام برم مدرسه اونجا هیچکس منو دوست نداره، بچه ها باهام بدن، معلما ازم متنفرن، حتی فراش مدرسه هم سایه ام با تیر میزنه. مامانه میگه: آخه رضا جون نمیشه که نری مدرسه آخه ناسلامتی تو مدیر مدرسه ای! دو شنبه 25 بهمن 1389برچسب:, :: 12:7 :: نويسنده : مهدی پارسا
رئیس تیمارستان به یکی از مراقب ها می گوید: «من در این جا از همه راضی هستم، فقط دیوانه ای هست که اصرار دارد من برج ایفل را از او بخرم.» مراقب می گوید: «خب، چرا نمی خرید؟» رئیس تیمارستان می گوید: «آخر پول ندارم. اگر داشتم، حتما می خریدم.» دو شنبه 25 بهمن 1389برچسب:, :: 1:1 :: نويسنده : مهدی پارسا
دانلود كليپ شوخي خركي يك عرب بادوستش
براي دانلود كليپ بروي لينك زير راست كليك كرده و گزينه save target as را انتخاب نمائيد usb100100.20upload.net/files/1389/bahman/shookho-khande-bia4clip-com-.3gp یک شنبه 24 بهمن 1389برچسب:, :: 23:53 :: نويسنده : مهدی پارسا
دانلود كليپ گردهمائي مو فرفري ها در تهران!! براي دانلود كليپ بروي لينك زير راست كليك كرده و گزينه save target as را انتخاب نمائيد
یک شنبه 24 بهمن 1389برچسب:, :: 23:46 :: نويسنده : مهدی پارسا
دانلود 7 كليپ كه بصورت يك كليپ درآمده است . براي دانلود كليپ بروي لينك زير راست كليك كرده و گزينه save target as را انتخاب نمائيد
usb100100.20upload.net/files/1389/bahman/Funny-Bia4clip-com-.3gp یک شنبه 24 بهمن 1389برچسب:, :: 19:5 :: نويسنده : مهدی پارسا
دانلود كليپ دوربين مخفي براي دانلود كليپ بروي لينك زير راست كليك كرده و گزينه save target as را انتخاب نمائيد یک شنبه 24 بهمن 1389برچسب:, :: 13:9 :: نويسنده : مهدی پارسا
ما حیوانات را خیلی دوست داریم، بابایمان هم همینطور. ما هر روز در مورد حیوانات حرف میزنیم ، بابایمان هم همینطور. بابایمان همیشه وقتی با ما حرف میزند از حیوانات هم یاد میکند، مثلا امروز بابایمان دوبار به ما گفت؛ تولهسگ مگه تو مشق نداری که نشستی پای تلویزیون؟ و هر وقت ما پول میخواهیم میگوید کره خر مگه من نشستم سر گنج ؟ فامیلهای ما هم خیلی حیوانات را دوست دارند، پارسال در عروسی منوچهر پسر خاله مان که رفت قاطی مرغها، شوهر خالهمان دو تا گوسفند آورد که ما با آنها خیلی بازی کردیم ولی بعدش شوهر خالهمان همان وسط سرشان را برید! ما اولش خیلی ترسیدیم ولی بابایمان گفت چند تا عروسی برویم عادت میکنیم، البته گوسفندها هم چیزی نگفتند و گذاشتند شوهر خالهمان سرشان را ببرد، حتما دردشان نیامد. ما نفهمیدیم چطور دردشان نیامده چون یکبار در کامپیوتر داداشمان یک فیلم دیدیم که دوتا آقاهه سر یک آقاهه رو بریدند و اون آقاهه خیلی دردش اومد. یکی از بچه ها که سرش توی حساب بود میگفت اینها وهابی و سلفی هستند و خیلی خیلی وحشی و حیوونند شنبه 23 بهمن 1398برچسب:, :: 23:14 :: نويسنده : مهدی پارسا
(( پرچم بالاست )) سلام دوستان عزيز با عضويت در اين وبلاگ ميتوانيد از تمامي مطالب آن استفاده كنيد عضويت بسيار سريع و رايگان است. لطفا در نظرسنجي شركت كرده و بعد از ديدن مطالب نظر بدين و با نظراتتون منو در به روز كردن اين وبلاگ دلگرم كنيد سپاسگذارم. پیوندهای روزانه پيوندها
|
|||
![]() |